اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

حرف هایی که عکس می زند
توجه!توجه!نگاه نکنید ، ببینید
ما انقلاب کردیم تا واقعیت ها را تغییر دهیم ، نه واقعیت ها را هر چه که بود بپذیریم. شهید بهشتی
پای منبـر
اندر احوالات مَشتی و پَشتی


مَشتی درونگرا پور پابرهنه آبادی :
حداقل هفته ای یکبار خود را به دست دکتر فردی و خانوادگیش می سپرد تا جلایی به روحش دهد .
پَشتی برونگراپور مذبذب آبادی :
گویی دکتری است که به درجه ی اجتهاد در دین رسیده و همه ی امراض فردی و اجتماعی اش را با دستان توانمند خود درمان می کند . او مرد روزهای سخت ، بیننده ی برنامه ی گوگوش و مشتری دائمی شورهای هیئت ، راننده ی خط 11 خیابان های دخترآباد و مدرس دروس جی اف شناسی و بی اف پردازی در دانشگاه پارتیداران مذبذب آباد است .
مَشتی درونگراپور پابرهنه آبادی :
دکتر روحش آخوندی است که شعور پردازیش ، منشا شور است و جمله ای را همیشه گوشزد می کند .
" از آنچه دردست خداست مطمئن تر باش تا از آنچه که در دست خودت است "
امتیاز به فیـــلم ها
سه فیلم آخری که دیده ام-از 10 نمره

بارکد ( مصطفی کیایی)- 3

خشم و هیاهو (هومن سیدی ) - بی ارزش

ابد و یک روز - (سعید روستایی) 6

۲ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

وقتی نام یک روستا می شود آزادی...


وقتی نام یک روستا می شود آزادی ؛ آنگاه ناخودآگاه آزادی را به قیاس می گذاری ؛

از دختران و پسران مُدرن ناکجا آبادی تا عابد کُنجِ مسجد نشین ، از کافکا پرستان کافه نشین تا شریعتی دوستانِ حسینیه ی ارشاد ؛

از عاشقان گوگوش تا پامنبری های حاج منصور ؛ از خاتمیِ اصلاحات تا خاتمیِ نمازجمعه؛از فرهادیِ اسکار تا آوینیِ جبهه ؛ همه در این

مقایسه  شرکت می کنند و تو را با تفاوت هایشان تنها می گذارند.

آنگاه تنها تصویر ذهن تو از آزادی، بچه های شاداب روستایی هستند که در کنار دشت آزادگان و در همسایگی دهلاویه و بیمارستان

صحرایی امام حسن مجتبی (ع) یاد شهید چمران و خون های ریخته شده ی رزمندگان اسلام را بخاطر می آورند .

آری تصویر ذهنیِ من از آزادی ؛ سادگی بچه های روستای آزادی است .

✍️س.مّ.ن

ما بچه های روستای سرحانیه


هرکسی می خواهد قویترینِ مردم باشد .

عده ای قوی بودنشان در بازوهایِ شان خلاصه می شود ، عده ای در اربده هایِ شان ، عده ای در حساب بانکیِ شان

عده ای در مدرک تحصیلیِ شان ، عده ای در برج و BMW و زن و فرزندِشان ، عده ای در یقه ی بسته و کنج اُزلت و انگشتر عقیقِ شان

عده ای در کافه و سیگار و ایسم هایِ شان ، عده ای در رانت و اختلاس و پارتیِ شان

و ...

ما بچه های روستای سرحانیه

در سختی هایمان تلاش می کنیم ، زیرا می دانیم رنج انسان را عمیق می کند .

ما ؛ بازوی قوی ، اربده ی بلند ، حساب بانکی زیاد ، برج های سر به فلک کشیده ، BMW 2017 ، کنج اُزلت ، کافه ، رانت و ایسم

 نداریم اما با ؛

"مَن ارادَ اَن یَکن اَقوَی النّاسِ فَلیَتَوَکل عَلی الله"*

 زندگی می کنیم .

س.مّ.ن


* : هر که می خواهد قویترین مردم باشد بر خدا توکل کند .

《امام موسی کاظم(ع) / بحار/جلد۷ /ص۱۴۳》