اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

حرف هایی که عکس می زند
توجه!توجه!نگاه نکنید ، ببینید
ما انقلاب کردیم تا واقعیت ها را تغییر دهیم ، نه واقعیت ها را هر چه که بود بپذیریم. شهید بهشتی
پای منبـر
اندر احوالات مَشتی و پَشتی


مَشتی درونگرا پور پابرهنه آبادی :
حداقل هفته ای یکبار خود را به دست دکتر فردی و خانوادگیش می سپرد تا جلایی به روحش دهد .
پَشتی برونگراپور مذبذب آبادی :
گویی دکتری است که به درجه ی اجتهاد در دین رسیده و همه ی امراض فردی و اجتماعی اش را با دستان توانمند خود درمان می کند . او مرد روزهای سخت ، بیننده ی برنامه ی گوگوش و مشتری دائمی شورهای هیئت ، راننده ی خط 11 خیابان های دخترآباد و مدرس دروس جی اف شناسی و بی اف پردازی در دانشگاه پارتیداران مذبذب آباد است .
مَشتی درونگراپور پابرهنه آبادی :
دکتر روحش آخوندی است که شعور پردازیش ، منشا شور است و جمله ای را همیشه گوشزد می کند .
" از آنچه دردست خداست مطمئن تر باش تا از آنچه که در دست خودت است "
امتیاز به فیـــلم ها
سه فیلم آخری که دیده ام-از 10 نمره

بارکد ( مصطفی کیایی)- 3

خشم و هیاهو (هومن سیدی ) - بی ارزش

ابد و یک روز - (سعید روستایی) 6

۱۴ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

فقر

گنج پنهان

سلیقه ای عمل کردن

شب پنجم ( حاج آقا مجتبی تهرانی)

هر کس باید به وظیفه ی خودش عمل کند ، چون هر

کس یک نسخه ی مخصوص به خودش دارد .

اینکه پیامبر اکرم (ص) دو رکعت نماز شب

می خواندند و می خوابیدند ، بعد دو مرتبه

بیدار می شدند و دو رکعت دیگر می خواندند، مخصوص

به ایشان است .برو ادا در نیاور ، می خواهی این کارها

را بکنی ؟!

در وادی ریاضت افتاده ای . من باید این مطلب را بگویم

که از این مباحث سوء برداشت نباید بشود . اگر کسی

این طور عمل کند و ادا در بیاورد ، بعدا نمی تواند ادامه

بدهد ، وضعش عوض می شود . به جای اینکه

پیشرفت کند ، پسرفت می کند.

سلیقه ای عمل نکنید ، انسان باید زمام امورش را به

دست شارع بدهد ، باید هر طور که شارع برای او

خواسته عمل کند ، لذا من به"سلیقه ای عمل کردن"

تعبیر کردم.

گرانی

موقعیت یابی خود

وقتی جوانک بی سواد را پشت میز مدیریت کجااَک می بینی ، بدان به خاطر ارزشمندیش از حقوق ، مزایا و احترام برخوردار نیست. او چیزی

 دارد که جایگزین ارزشمندیِ دورنی اش شده و در پنج حرف خلاصه می شود : پ / ا / ر / ت / ی

وقتی آدمی را می بینی که در کاری به موفقیت رسیده و به خاطر موفقیتش از حقوق ، مزایا و احترام برخوردار است ، بدان او چیزی را که

 در درون داشته اثبات کرده است .

مرز میان جوانک بی سواد و آدم موفق ، درون آن هاست ، یکی تهی و دیگری پُر است . آنکه تهی است تلاش می کند جیره خوار تلاش

 دیگران باشد تا تهی بودنش زیر سایه ی نفوذ دیگران پنهان بماند امّا آنکه پُر است می داند در درون چیزهایی دارد که باید برای اثباتش

تلاش کند.

پُر بودن نوعی خودشناسی برای تعیین جایگاه و موقعیت می خواهد تا مسیر اثباتش مشخص گردد . همچنین عدم خودشناسی نیز پُر بودنت

را به سمت تهی بودن متمایل می کند و تو را به جایی می رساند که بودنت را در گروی بودن دیگران می بینی .