اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

حرف هایی که عکس می زند
توجه!توجه!نگاه نکنید ، ببینید
ما انقلاب کردیم تا واقعیت ها را تغییر دهیم ، نه واقعیت ها را هر چه که بود بپذیریم. شهید بهشتی
پای منبـر
اندر احوالات مَشتی و پَشتی


مَشتی درونگرا پور پابرهنه آبادی :
حداقل هفته ای یکبار خود را به دست دکتر فردی و خانوادگیش می سپرد تا جلایی به روحش دهد .
پَشتی برونگراپور مذبذب آبادی :
گویی دکتری است که به درجه ی اجتهاد در دین رسیده و همه ی امراض فردی و اجتماعی اش را با دستان توانمند خود درمان می کند . او مرد روزهای سخت ، بیننده ی برنامه ی گوگوش و مشتری دائمی شورهای هیئت ، راننده ی خط 11 خیابان های دخترآباد و مدرس دروس جی اف شناسی و بی اف پردازی در دانشگاه پارتیداران مذبذب آباد است .
مَشتی درونگراپور پابرهنه آبادی :
دکتر روحش آخوندی است که شعور پردازیش ، منشا شور است و جمله ای را همیشه گوشزد می کند .
" از آنچه دردست خداست مطمئن تر باش تا از آنچه که در دست خودت است "
امتیاز به فیـــلم ها
سه فیلم آخری که دیده ام-از 10 نمره

بارکد ( مصطفی کیایی)- 3

خشم و هیاهو (هومن سیدی ) - بی ارزش

ابد و یک روز - (سعید روستایی) 6

۵ مطلب در مهر ۱۳۹۴ ثبت شده است

درد ممکن است رفاهتان را برهم زند


عذرخواهی مرا بپذیرید ای آن هایی که
مشهور به خواص هستید.
مرا ببخشید که دوره ی پسا برجامتان را
تبریک نگفته ام.
هفت تیر کشیه خیابانیتان  را ارج ننهادم
و از شما مجسمه ای نساختم تا تقدیمتان کنم.
 درد مردم زمانه وقتی نمی گذارد.
شما خود را اصلا ناراحت نکنید که
درد ممکن است رفاهتان را برهم زند.


ثارالله

کسی که برای خاک مى جنگد خونش هم به اندازه خاک  مى ارزد ولى اگر براى خدا جنگید، خونش ثارالله است.

"آیت الله جوادى آملى"


داخل پرانتز: ( از قوی ترین بهانه ات قوی تر باش )

داخل پرانتز 2 : ( نگاهی به دلایل مسخره طلاق ایرانی‌ها )

معرفی کتاب هایی که تو این سه چهار ماه خوندم به دوستان :

نفحات نفت/رضا امیرخانی-بیوتن/رضا امیرخانی-سلوک عاشورایی جلد 1 و 2 و 3 و4/حاج آقا مجتبی تهرانی-حسین وارث آدم/دکترشریعتی-رسائل بندگی جلد 1 و 2/حاج آقا مجتبی تهرانی-آینه های ناگهان/قیصر امین پور-اقتصاد ما / سید محمد باقر صدر-ابوذر / دکتر شریعتی - توسعه اقتصادی بر پایه قرآن و حدیث جلد 1 و 2 / محمد ری شهری-کتاب لغت موران / شیخ اشراق-تشیع علوی و تسیع صفوی/دکتر شریعتی-خطبه فدک/حاج آقا مجتبی تهرانی - سلمان و بلال/جواد محدثی-اخلاق و مدیریت در اسلام/محمد ری شهری-رزیتا خاتون/سید مهدی شجاعی-بصیرت حضرت فاطمه/اصغر طاهرزاده-عصرانقلاب اسلامی/آیت الله خامنه ای-اقلیم قلم/قیصر امین پور-آیین زندگی/سید مهدی شجاعی-رودخوانی/سید محمد مهدی سیار-در آیینه رود/دکتر شفیعی کدکنی-سرودی دیگر/حمید سبزواری-ضد/فاضل نظری-دختر شینا-حرف هایی که کهنه نمی شود / سید مهدی شجاعی - نیمه پنهان ماه

بله برون

تسلیت به خاطرجان های گرفته شده

تسلیت به خاطر جان های گرفته شده

 در زیر چکمه های کاخ نشین های آل سعود

تسلیت به فرزندی که پارچه ی خیر مقدم

پدررا بالای در خانه نصب کرد

 ولی حیف که از  پدر...):

همه کجروی ها که بد نیست

سه شنبه، همان روزی است که بعد از دعاها و سبزه گره زدن های بسیار قرار است فرا برسد با یک شاسی بلندسوار که می گویند

آوازه ی پدرش گوش فلک را کر کرده و مادرش یکه تاز میهمانی های زنانه است.

هفت روز تا رونمایی از خواستگار و خانواده اش برای من مانده ، نه پسر را می شناسم و نه خانواده اش را ، فقط می دانم پدرش رئیس

 اداره ی پدرم است و پسرش به جای اسب سفید، "بی ام دبلیو" سفید سوار است.

کنجکاوی مرا به جستجوی نام پسر در شبکه های اجتماعی می کشاند. بعد از جستجو های بسیار، پسر مورد نظر کشف می شود، با

صفحه ای که در زیر پست هایش لایک ها دخترانه است و دلبری پسرانه ، ژست و فیگور با ساعت فلان ، ماشین فلان،رستوان فلان همین

الان یهویی از پسر و لایک ها و فدایت بشوم ها با دخترکان دم بخت سرخاب سفید آب شده ی عجیب و غریب ناکجا آبادی که به گمانم

در به در به دنبال آبادی می گردند.

در اوج ابهامات،پدرم از کمالات رئیس اداره می گوید که آدم مشهوری است. دربازار سکه و ارز هم اعتباری دارد،دستی هم در بازار مسکن

 دارد که در نتیجه ازدواج تو با پسرش به معنی داشتن خانه چندصد متری ، ماشین فلان، کارگر و خدمتکار،سفر خارجه و ... خواهد بود.

به موازات پدر ، مادرم از کمالات مادر یکه تاز محافل زنانه می گوید که نمی دانی چه می پوشد،چه جواهراتی می آویزد، چه دکوراسیونی

می چیند،چه کلاسی می گذارد و چه سَفرها که نمی رود.