اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

حرف هایی که عکس می زند
توجه!توجه!نگاه نکنید ، ببینید
ما انقلاب کردیم تا واقعیت ها را تغییر دهیم ، نه واقعیت ها را هر چه که بود بپذیریم. شهید بهشتی
پای منبـر
اندر احوالات مَشتی و پَشتی


مَشتی درونگرا پور پابرهنه آبادی :
حداقل هفته ای یکبار خود را به دست دکتر فردی و خانوادگیش می سپرد تا جلایی به روحش دهد .
پَشتی برونگراپور مذبذب آبادی :
گویی دکتری است که به درجه ی اجتهاد در دین رسیده و همه ی امراض فردی و اجتماعی اش را با دستان توانمند خود درمان می کند . او مرد روزهای سخت ، بیننده ی برنامه ی گوگوش و مشتری دائمی شورهای هیئت ، راننده ی خط 11 خیابان های دخترآباد و مدرس دروس جی اف شناسی و بی اف پردازی در دانشگاه پارتیداران مذبذب آباد است .
مَشتی درونگراپور پابرهنه آبادی :
دکتر روحش آخوندی است که شعور پردازیش ، منشا شور است و جمله ای را همیشه گوشزد می کند .
" از آنچه دردست خداست مطمئن تر باش تا از آنچه که در دست خودت است "
امتیاز به فیـــلم ها
سه فیلم آخری که دیده ام-از 10 نمره

بارکد ( مصطفی کیایی)- 3

خشم و هیاهو (هومن سیدی ) - بی ارزش

ابد و یک روز - (سعید روستایی) 6

"یُخرِجُهُم مِن الظُّلماتِ اِلی النُّور"



این نوشته نه بیانیه ی سیاسی است و نه اعلام حمایت از کاندیدی خاص ، صرفا درد دلی است دوستانه با آن هایی که دلشان به حال انقلاب

 ، به حال ایران و به حال مردمانش می سوزد .

     •••


  این روز ها وقتی جوان تحصیلکرده ی بیکار ، پیرمرد 70 سال�% 87 ی دست فروش ، دلال بازی های پُرخُروش ، رشوه بگیران سخت کوش

 ، و عالمان کم فروش را می بینم ؛ درد تمام  وجودم  را در بر می گیرد .

ذهنم پُر می شود از سوال هایی که با چرا ؟ چگونه و آیا آغاز می شود .

من می دانم هر سوالی را جوابی است ، اما سوال ها زیاد و جواب ها اندک اند . من می دانم  درد و سوال در کنار هم بودنشان یعنی نیاز ،

یعنی تو نیازمندی که بدانی چگونه مسئله حل می شود یعنی علامت سوالی در کنار "یُخرِجُهُم مِن الظُّلماتِ اِلی النُّور"

اما به واقع چگونه مسئله حل می شود ؟

آیا در کُنجی نشستن و در انزوا پاک ماندن مسئله را حل می کند ؟

آیا با خنثی بودن مراقب اخلاق ، محافظ دین و حل کننده ی مسئله خواهیم بود ؟

آیا با دروغ گفتن ، جنجال سازی ، شهرت و قدرت طلبی به هر قیمتی مسئله را حل خواهیم کرد ؟

به راستی راه حل مسئله چیست ؟

مگر این نیست که راه حل مسئله در دستان من و توایست که ما می شویم ؛ با انتخابمان ، با عملمان ، با حرف هایمان ، با تشویق ها و

 نهی هایمان ، با خنده و اخم هایمان

مگر این نیست که ما هر زمانی در جُستن ارزش باشیم ، ارزش نصیبمان می شود ؛ ارزشی که دلال ، رشوه بگیر و کم فروش در آن

 جایی ندارد .

پس در راه رسیدن به ارزش های واقعی برای خود و جامعه یمان با خدا عهد می بندیم که در دل میدان و کارزار تلاش کنیم زیرا

 خداوند سرور کسانی است که ایمان آورده اند تا آنان را از تاریکی ها به سوی نور به دَر بَرد .

"اللّهُ وَلِیُّ الَّذِینَ آمَنُواْ یُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّوُرِ"

س.مّ.ن

وقتی نام یک روستا می شود آزادی...


وقتی نام یک روستا می شود آزادی ؛ آنگاه ناخودآگاه آزادی را به قیاس می گذاری ؛

از دختران و پسران مُدرن ناکجا آبادی تا عابد کُنجِ مسجد نشین ، از کافکا پرستان کافه نشین تا شریعتی دوستانِ حسینیه ی ارشاد ؛

از عاشقان گوگوش تا پامنبری های حاج منصور ؛ از خاتمیِ اصلاحات تا خاتمیِ نمازجمعه؛از فرهادیِ اسکار تا آوینیِ جبهه ؛ همه در این

مقایسه  شرکت می کنند و تو را با تفاوت هایشان تنها می گذارند.

آنگاه تنها تصویر ذهن تو از آزادی، بچه های شاداب روستایی هستند که در کنار دشت آزادگان و در همسایگی دهلاویه و بیمارستان

صحرایی امام حسن مجتبی (ع) یاد شهید چمران و خون های ریخته شده ی رزمندگان اسلام را بخاطر می آورند .

آری تصویر ذهنیِ من از آزادی ؛ سادگی بچه های روستای آزادی است .

✍️س.مّ.ن

ما بچه های روستای سرحانیه


هرکسی می خواهد قویترینِ مردم باشد .

عده ای قوی بودنشان در بازوهایِ شان خلاصه می شود ، عده ای در اربده هایِ شان ، عده ای در حساب بانکیِ شان

عده ای در مدرک تحصیلیِ شان ، عده ای در برج و BMW و زن و فرزندِشان ، عده ای در یقه ی بسته و کنج اُزلت و انگشتر عقیقِ شان

عده ای در کافه و سیگار و ایسم هایِ شان ، عده ای در رانت و اختلاس و پارتیِ شان

و ...

ما بچه های روستای سرحانیه

در سختی هایمان تلاش می کنیم ، زیرا می دانیم رنج انسان را عمیق می کند .

ما ؛ بازوی قوی ، اربده ی بلند ، حساب بانکی زیاد ، برج های سر به فلک کشیده ، BMW 2017 ، کنج اُزلت ، کافه ، رانت و ایسم

 نداریم اما با ؛

"مَن ارادَ اَن یَکن اَقوَی النّاسِ فَلیَتَوَکل عَلی الله"*

 زندگی می کنیم .

س.مّ.ن


* : هر که می خواهد قویترین مردم باشد بر خدا توکل کند .

《امام موسی کاظم(ع) / بحار/جلد۷ /ص۱۴۳》

کوخ نشینان


مجموعه هفت پوستر "کوخ نشینان"

خون سلحشوران کوخ نشین ، کاخ های ستم را درهم کوبید. امام خمینی (ره)

نبضِ خفیف

مدت ها بود که گمان می کردم آمل شهر هزار سنگر ، شهری که به عنوان  نماد مقاومت و مبارزه با  منافقین در کلام امام خمینی (ره)

 مطرح می شود، با چنین تمجیدی که "دیدید مردم دلیر و مسلمان آمل چه به روزتان آوردند" دیگر نبضی ندارد و همانند مرده ای

متحرک ؛ خاموش و بی صدا در مقابل هر نوع قدرت نمایی  زر و زور و تزویر  عکس العملی از خود نشان نمی دهد.

اما امروز هم خوشحالم و هم ناراحت ؛ ناراحتم چون آن هایی که روزی در کسوت حامیان فتنه و سالیانی در آموزش و پرورش و آموزش

 عالی نظام اسلامی مشغول لیبرالیزه کردن آن بودند ، سرپرست همان شهر هزار سنگر می شوند. اما از طرفی خوشحالم چون نشانه هایی

 از نبض را پس مدت ها در امت حزب الله این شهر می بینم که سال ها به فراموشی سپرده شده بود ، هر چند که این نبض خفیف باشد .

امیدوارم  همه ی امت  حزب الله دست در دست هم در مقابل جریان های لیبرالی قد علم کنند و از مواضع حق جویانه  در مقابل ظلم

کوتاه نیایند و نگذارند انقلاب و انقلابی گری در کنج خانه ها و مساجد و حسینیه ها خاک خورده و وِجه و تحقق عمومی و اجتماعی نیابد .

انشا الله🙏

ماشاءالله حزب الله✌️
س.مّ.ن