اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

حرف هایی که عکس می زند
توجه!توجه!نگاه نکنید ، ببینید
ما انقلاب کردیم تا واقعیت ها را تغییر دهیم ، نه واقعیت ها را هر چه که بود بپذیریم. شهید بهشتی
پای منبـر
اندر احوالات مَشتی و پَشتی


مَشتی درونگرا پور پابرهنه آبادی :
حداقل هفته ای یکبار خود را به دست دکتر فردی و خانوادگیش می سپرد تا جلایی به روحش دهد .
پَشتی برونگراپور مذبذب آبادی :
گویی دکتری است که به درجه ی اجتهاد در دین رسیده و همه ی امراض فردی و اجتماعی اش را با دستان توانمند خود درمان می کند . او مرد روزهای سخت ، بیننده ی برنامه ی گوگوش و مشتری دائمی شورهای هیئت ، راننده ی خط 11 خیابان های دخترآباد و مدرس دروس جی اف شناسی و بی اف پردازی در دانشگاه پارتیداران مذبذب آباد است .
مَشتی درونگراپور پابرهنه آبادی :
دکتر روحش آخوندی است که شعور پردازیش ، منشا شور است و جمله ای را همیشه گوشزد می کند .
" از آنچه دردست خداست مطمئن تر باش تا از آنچه که در دست خودت است "
امتیاز به فیـــلم ها
سه فیلم آخری که دیده ام-از 10 نمره

بارکد ( مصطفی کیایی)- 3

خشم و هیاهو (هومن سیدی ) - بی ارزش

ابد و یک روز - (سعید روستایی) 6

۳ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

آدمهای جنتلمن

چند سال پیش برای حضور در کنفرانسی به آمریکا رفتم.
در مدتی که آنجا بودم یهو دیدیم تمام رسانه های آمریکایی افکار عمومی مردم کشورشان را متوجه یک پدیده خاصی کردند !
موضوع از این قرار بود که یک خرس پاندا در یک باغ وحشی ! سیستم غذایی اش بهم ریخته شده بود !
مثلا سر موقع غذا نمی خورد ! ایشان ادرار نمی فرمودند !!!
این موضوع شده بود برای آمریکایی ها عزای عمومی ! چند روز موضوع اول رسانه های آمریکایی بود !
اینها این طوری اند.
ان طرف دنیا میلیون نفر کشته و آواره می شوند ! کسی آخ هم نمی گوید
آنوقت اینها برای اینکه به مردم دنیا نشان بدهند خیلی آدمهای جنتلمنی هستند اینطوری عمل میکنند!


سومین پرچمدار

نامبرده به علت تعصبات مذهبی شدید، صلاحیت ندارد

بعد از مدت ها برای انجام کاری مجبور به حضور چندین ساعته در خیابان شدم. در این چندین ساعت موجودات عجیب و غریبی را دیدم

 که تعدادشون هم کم نبود. از اینکه می گویم موجودات عجیب و غریب منظور توهین آمیزی ندارم، به واقع عجیب و غریب بودند.

بگذریم.... خیلی علاقه ای به نوشتن پیرامون غیرت های پرپر شده ندارم فقط خاطره ای به یادم آمد که شنیدنش حس و حال خاصی داره.

هر سال بانک ملی ۲۰۰ نفر از قبول شده‌های دانشگاه تهران رو با دقت زیاد به عنوان سهمیه انتخاب می کرد و تو مرحله بعد ، یه آزمون

اختصاصی می گرفت و از بینشون ۷ نفر رو برای اعزام به انگلستان انتخاب می کرد.........