اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

حرف هایی که عکس می زند
توجه!توجه!نگاه نکنید ، ببینید
ما انقلاب کردیم تا واقعیت ها را تغییر دهیم ، نه واقعیت ها را هر چه که بود بپذیریم. شهید بهشتی
پای منبـر
اندر احوالات مَشتی و پَشتی


مَشتی درونگرا پور پابرهنه آبادی :
حداقل هفته ای یکبار خود را به دست دکتر فردی و خانوادگیش می سپرد تا جلایی به روحش دهد .
پَشتی برونگراپور مذبذب آبادی :
گویی دکتری است که به درجه ی اجتهاد در دین رسیده و همه ی امراض فردی و اجتماعی اش را با دستان توانمند خود درمان می کند . او مرد روزهای سخت ، بیننده ی برنامه ی گوگوش و مشتری دائمی شورهای هیئت ، راننده ی خط 11 خیابان های دخترآباد و مدرس دروس جی اف شناسی و بی اف پردازی در دانشگاه پارتیداران مذبذب آباد است .
مَشتی درونگراپور پابرهنه آبادی :
دکتر روحش آخوندی است که شعور پردازیش ، منشا شور است و جمله ای را همیشه گوشزد می کند .
" از آنچه دردست خداست مطمئن تر باش تا از آنچه که در دست خودت است "
امتیاز به فیـــلم ها
سه فیلم آخری که دیده ام-از 10 نمره

بارکد ( مصطفی کیایی)- 3

خشم و هیاهو (هومن سیدی ) - بی ارزش

ابد و یک روز - (سعید روستایی) 6

۲ مطلب در دی ۱۳۹۵ ثبت شده است

پس درد شو ای برادر


وقتی دانشجوی دردمندی باشی ؛ دیگر آرام و قرار نخواهی داشت.با یک پا سر در کتاب و کسب معرفت و با پای دیگری قدم در

میدان عمل خواهی گذاشت و اگر درگیری های حزبی و سیاسی بازی ها به جانت نیافتد و سرگرمت نکند آدم زمانه خود می شوی و

اولویت های جامعه ات را تشخیص می دهی و با عزم راسخ قدم در تحقق آرمانها می نهی .

البته طی کردن درست این مسیر به قدر گفتن و نوشتنش آسان نمی باشد و انسانی  با چنین نگرشی  می خواهد.

کارِ متّکی به ایمان و امید، علاج همه‌ی دردهای یک ملّت است.(امام خامنه ای -۱۳۸۵/۰۸/۱۷)

سیر این مسیر ؛ انسانی می خواهد که در کسب معارف درجا نزند و برای مصلح بودن ؛صالح باشد. انسانی می خواهد نترس با اراده ای

قوی که در بند این و آن  و قیل و قال نباشد و تیتر ها و ویترین ها  برایش پیش پا افتاده ترین دغدغه ی بشری به حساب آید و در متن

زندگیش نام را در گمنامی جست و جو  کند.

با همه این ها باز هم اگر آدم زمانه ات نباشی و در زمانی که به قول قیصر امین پور مردمش اینچنین اند:

مردمی که چین پوستینشان

مردمی که رنگ روی آستینشان

مردمی که نام‌هایشان

جلد کهنه‌ی شناسنامه‌هایشان

درد می‌کند

به عنوان یک دانشجوی دردمند سرگرم ایسم ها و بازی های "الف و صاد" ها شوی و درد مردم زمانه ات را فراموش کنی؛ اگر آیت الله

فلان یا دکتر بهمان یا برادر "ایکس" و خواهر "زد" هم صدایت کنند ، دیگر  نه مصلحی و نه معالج بلکه یک تیتر زیبا برای  روزنامه ای

که تاریخ مصرفش قدر یک روز است .

پس ای برادر خودت درد شو و با ایمان و امید تلاش کن.

 به قول قیصر امین پور :

درد، حرف نیست

درد، نام دیگر من است


سست نشوید


پس سست نشوید و (کافران را) به سازش مخوانید و شما برترید و خدا با شماست .

((بخشی از آیه 35 سوره محمد))