اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

حرف هایی که عکس می زند
توجه!توجه!نگاه نکنید ، ببینید
ما انقلاب کردیم تا واقعیت ها را تغییر دهیم ، نه واقعیت ها را هر چه که بود بپذیریم. شهید بهشتی
پای منبـر
اندر احوالات مَشتی و پَشتی


مَشتی درونگرا پور پابرهنه آبادی :
حداقل هفته ای یکبار خود را به دست دکتر فردی و خانوادگیش می سپرد تا جلایی به روحش دهد .
پَشتی برونگراپور مذبذب آبادی :
گویی دکتری است که به درجه ی اجتهاد در دین رسیده و همه ی امراض فردی و اجتماعی اش را با دستان توانمند خود درمان می کند . او مرد روزهای سخت ، بیننده ی برنامه ی گوگوش و مشتری دائمی شورهای هیئت ، راننده ی خط 11 خیابان های دخترآباد و مدرس دروس جی اف شناسی و بی اف پردازی در دانشگاه پارتیداران مذبذب آباد است .
مَشتی درونگراپور پابرهنه آبادی :
دکتر روحش آخوندی است که شعور پردازیش ، منشا شور است و جمله ای را همیشه گوشزد می کند .
" از آنچه دردست خداست مطمئن تر باش تا از آنچه که در دست خودت است "
امتیاز به فیـــلم ها
سه فیلم آخری که دیده ام-از 10 نمره

بارکد ( مصطفی کیایی)- 3

خشم و هیاهو (هومن سیدی ) - بی ارزش

ابد و یک روز - (سعید روستایی) 6

۸ مطلب در دی ۱۳۹۳ ثبت شده است

یک تازه گذشته

من گذشتم ... مثل زمان ... امیدوارم زمان هم از من بگذره

فیلم کوتاه "تازه گذشته" کاریه که جدیدا انجام دادیم

در ادامه پوستر شماره 2 فیلم کوتاه" یک تازه گذشته" رو ببینید.

تجدیدِ خاطره(خدا پدر بانک ها را بیامرزد)

خدا پدر بانک ها را بیامرزد
چرا؟؟؟
چون در دادن یک وام 2 میلیون تومانی سخت گیری می کنند تا فرد نیازمند وام را منصرف ساخته و از ازدواج دو زوج جوان جلوگیری کنند
 که آمار طلاق را کنترل کنند و در گزارش سالانه مر کز آمار از کاهش تعداد طلاق بگویند تا دل مردم شاد شود.
در سالی که حضرات لطف کردند و گند سه هزارمیلیاردی راه انداختنداین متن را نوشتم.
داخل پرانتز:(دیدار عماری)

"العدل اساس الملک"

تابلویی که بالای سر امام در اتاقش

روی طاقچه قرار داشت

"العدل اساس الملک"

محک

آنانی که صادق‌اند

چند گروه هستند که اهل نجات اند؛یک گروه آنانی که صادق‌اند، یعنی حرف و فعل صدق آورده‌اند. خداوند در قرآن نفرمود کسی که در دنیا کار خوب بکند یا کسی که در دنیا ایمان بیاورد اهل نجات است، در هیچ جای قران نداریم که فرموده باشد کسی که «من فعل الحسنه» بلکه فرمود :«من جاء بالحسنه» این یعنی انسان باید یک قدرتی داشته باشد که بتواند این اعمال حسنه را با خود ببرد. یعنی اعمالش در دستش نقد باشد. این طور نباشد که در دستش کار خیر بگذارد بعد گناه کند، غیبت کند و... که با این کارها افعال خیرش بریزد. این مصداق همان «من فعل الحسنه» است که مورد نظر قرآن نیست بلکه انسان باید آنطور باشد که بتواند همه افعال نیک و خوب خودش را به همراه خود ببرد.
لذا در صحنه قیامت نمی‌گویند تو در دنیا چه کردی بلکه می‌گویند چه با خودت آوردی؟ از همین رو خداوند فرمود «من جاء بالحسنه فله عشر امثالها» به او ده برابر می‌دهیم اینطور نیست که هر کسی کار خوبی بکند به او ده برابر بدهند بلکه کسی از این نعمت بهرمنده خواهد بود که بتواند آن را حفظ کند و بتواند آن حسنه را نگه دارد. بر همین اساس در این آیات خداوند بیان کرده است «وَالَّذِی جَاءَ بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُولَئِک هُمُ الْمُتَّقُونَ؛ کسانی که آن سخن راست را آوردند و آن را با ایمان و عملِ خود تصدیق کردند، آنانند تقواپیشگان» این‌ها در حقیقت همان صادقانی هستند که هم خدا را و هم پیامبران او را تصدیق کردند. این‌ها بهشتی هستند و وارد بهشت می‌شوند. البته نه اینکه این‌ها وارد بهشت شوند اصلاً بهشت مال این‌هاست و هر چه در آن بخواهند خداوند به آن‌ها می‌دهد.