اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

حرف هایی که عکس می زند
توجه!توجه!نگاه نکنید ، ببینید
ما انقلاب کردیم تا واقعیت ها را تغییر دهیم ، نه واقعیت ها را هر چه که بود بپذیریم. شهید بهشتی
پای منبـر
اندر احوالات مَشتی و پَشتی


مَشتی درونگرا پور پابرهنه آبادی :
حداقل هفته ای یکبار خود را به دست دکتر فردی و خانوادگیش می سپرد تا جلایی به روحش دهد .
پَشتی برونگراپور مذبذب آبادی :
گویی دکتری است که به درجه ی اجتهاد در دین رسیده و همه ی امراض فردی و اجتماعی اش را با دستان توانمند خود درمان می کند . او مرد روزهای سخت ، بیننده ی برنامه ی گوگوش و مشتری دائمی شورهای هیئت ، راننده ی خط 11 خیابان های دخترآباد و مدرس دروس جی اف شناسی و بی اف پردازی در دانشگاه پارتیداران مذبذب آباد است .
مَشتی درونگراپور پابرهنه آبادی :
دکتر روحش آخوندی است که شعور پردازیش ، منشا شور است و جمله ای را همیشه گوشزد می کند .
" از آنچه دردست خداست مطمئن تر باش تا از آنچه که در دست خودت است "
امتیاز به فیـــلم ها
سه فیلم آخری که دیده ام-از 10 نمره

بارکد ( مصطفی کیایی)- 3

خشم و هیاهو (هومن سیدی ) - بی ارزش

ابد و یک روز - (سعید روستایی) 6

انقلاب های دانش آموزی

به یاد دارم در دوران دانش آموزی مهم ترین دغدغه ی این روزهایمان ، بستن در مدرسه ، درس و کلاس یک هفته قبل از عید بود . نقشه می کشیدیم که از فلان روز به مدرسه نمی رویم و پایش هم می ایستادیم ، یک نوع ایستادگی انقلابی بر علیه آموزش و پروش، مدیر، معلم و همه و همه برای اینکه بگوییم ما دانش آموزان زنده ایم .

حتی در روزهای پایانی اسفند برای اعلام وجود، بیشترین حضور را در چهارشنبه سوری داشتیم زیرا در دنیای نوجوانانه ی ما ترقه خود نماد و وسیله ای بود برای مبارزه ی مسلحانه که ما خود را با آن تجهیز می کردیم .

این روزها حسرتی را با خود به همراه دارم که ای کاش "دانش آموز بودم" زیرا این روزها دانش آموز بودن برابر است با انقلابی گری که متاسفانه امثال ما از آن تهی شده ایم .

بماند که درد اصلیم چیست و برای چه این همه صغرا و کبرا در کنار هم قرار می دهم و از دانش آموزی می گویم .

سر بسته ترین دلیل صغرا و کبرا چیدنم آیت الله های پوستری هستند که بعد از گذشت سی و اندی از انقلاب اسلامی پدیده ی عجیبی را رقم زده اند ، آن هم در زمانی که جیب ملت منتظر سکه ای است که با افتادنش از سوراخ ، جیب سوراخ دیگری را پر کند تا با افتادنش از سوراخ . . . ( دوره گردش)

آیت الله های پوستری ، میلیاردها خرج می کنند تا دل جوانک های پایین شهری را از نداریشان ، بیکاریشان و مجردیشان بسوزانند .

در این میان خدا پدر برخی از کاندید های مجلس را بیامرزد که شامی را هر شب از جیب بی سوراخ سرمایه دار به ملت می دهند تا هم خود عاقبت به خیر گردند و هم سرمایه دار مرفه بیچاره  که ده روز خوراند تا چند سال بدوشاند سرمایه دارتر شود. ( متن ادامه دارد...)

حال صغرا و کبرا از چینش خسته شده و اعلام برائت جستند و مرا مجبور ساختند که بگویم :

دانش آموزان قدیمی ، می دانم شما هم دلتان برای انقلاب های دانش آموزی تنگ شده است و هوای آن روزها را کرده اید .

این را هم می دانم که درد ها زیاد و رنج ها عمیق است . اما به گمانم نمایش اعلام وجودمان این روزها با شرکت آگاهانه در انتخابات معنای پیدا می کند .

حضور در انتخابات شاید برایتان کافی نباشد اما لارم است

پس آگاهانه بیایید ...


داخل پرانتز : ( این فیلم ها راببینید خالی از لطف نیست. فیلم 1 - فیلم 2 - فیلم 3 - فیلم 4 - فیلم 5 - فیلم6 - فیلم 7  )

  • محمد محمدی نیاکی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی