اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

اینجا مرکزِ دنیایِ من است...

در جمهوری اسلامی هر جا که قرار گرفتید آنجا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه کارها به شما متوجه است."امام خامنه ای"

حرف هایی که عکس می زند
توجه!توجه!نگاه نکنید ، ببینید
ما انقلاب کردیم تا واقعیت ها را تغییر دهیم ، نه واقعیت ها را هر چه که بود بپذیریم. شهید بهشتی
پای منبـر
اندر احوالات مَشتی و پَشتی


مَشتی درونگرا پور پابرهنه آبادی :
حداقل هفته ای یکبار خود را به دست دکتر فردی و خانوادگیش می سپرد تا جلایی به روحش دهد .
پَشتی برونگراپور مذبذب آبادی :
گویی دکتری است که به درجه ی اجتهاد در دین رسیده و همه ی امراض فردی و اجتماعی اش را با دستان توانمند خود درمان می کند . او مرد روزهای سخت ، بیننده ی برنامه ی گوگوش و مشتری دائمی شورهای هیئت ، راننده ی خط 11 خیابان های دخترآباد و مدرس دروس جی اف شناسی و بی اف پردازی در دانشگاه پارتیداران مذبذب آباد است .
مَشتی درونگراپور پابرهنه آبادی :
دکتر روحش آخوندی است که شعور پردازیش ، منشا شور است و جمله ای را همیشه گوشزد می کند .
" از آنچه دردست خداست مطمئن تر باش تا از آنچه که در دست خودت است "
امتیاز به فیـــلم ها
سه فیلم آخری که دیده ام-از 10 نمره

بارکد ( مصطفی کیایی)- 3

خشم و هیاهو (هومن سیدی ) - بی ارزش

ابد و یک روز - (سعید روستایی) 6

روایت پنج درصد اِشغال

روایت اول: میزان فروش بلیط های سینمای ایران به ازای 80 میلیون نفر جمعیت 13 الی 15 میلیون می باشد در حالی که این رقم در انگلستان 240 میلیون و در فرانسه 300 میلیون است . براساس آمار، فروش بلیط سینما در این کشورها 3 برابر جمعیتشان می باشد.

روایت دوم : فروش بلیط در سال 1370 در سینمای ایران 70 میلیون بوده است.

روایت سوم: میزان درصد اشغال صندلی ها در سینمای ایران حدود 5 درصد است ، یعنی اگر سالنی 400 نفر ظرفیت داشته باشد در حال حاضر به صورت معدل 20 صندلی آن از تماشاچی پر می شود.

روایت چهارم: روزنامه ها ، خبرگزاری ها ، صدا و سیما و ... ماههاست تیتر اولشان جشنواره ی فیلم فجر است.

روایت پنجم : ساعت 21:50  در پردیس سینمایی برای دیدن فیلم بادیگار ابراهیم حاتمی کیا در صف طویل مقابل گیشه به امید تهیه بلیط ایستاده ایم که به یکباره مسئولین سینما اعلام می کنند که هیچ بلیطی فروخته نخواهد شد. مرد و زن و کودک همچنان برای وارد شدن به سینما آنقدر خود را تشنه نشان می دهند که برای تهیه بلیط بر سر همدیگر فریاد می کشند، فحش می دهند، دست به یقه می شوند، ثروتمندانشان 5 برابر پول بلیط را می دهند،اشک می ریزند و ...

تشنگی برای ورود به سینما منجر می شود در سالنی 400 نفره بیش از 500 نفر ایستاده و نشسته و درازکش فیلم را ببینند و مدیر سینما را خوشحال سازند زیرا گویا قرار بود بلیطی برای فروش نباشد  اما تشنگی ناشی از عدم فروش بلیط

به مردم انگیزه و کوری را اهدا می کند که به هر قیمتی وارد سالن شوند .

روایت ششم: با کنار هم قرار دادن روایت های بالا به چه نتیجه ای می رسید ؟؟

روایت هفتم : برای اولین بار از سینما نرفتن و ندیدن فیلم حاتمی کیا خوشحال شدم،زیرا آن شب پردیس سینمایی را ترک کردم.
  • محمد محمدی نیاکی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی